فروشنده یا فروشنده خوب فروشنده ای نیست که بیش از حد و خوب صحبت کند . بلکه کافی است بحث را با سوالات خوب هدایت کرده و بقیه مکالمه را به خریدار بسپارید. بزرگترین ضعف فروشندگان این است که صحبت های آنها اصولی و درست نیست.
اگر فروش دارید یا کارمند فروش دارید ، موارد زیر را در نظر بگیرید:
1. مکالمه تصویری
آیا مکالمات شما برای طرف مقابل بسیار ملموس است و آیا آنها تصویر واضح در ذهن مشتری تشکیل می دهند؟ مردم متوجه نمی شوند که در مورد چه چیزی صحبت می کنید تا زمانی که مثال واضحی از آنچه انجام می دهید ارائه ندهید.
کلمات بصری بیشتر جلب توجه افراد را آسان تر می کند و بخش خاصی از مغز به نام مغز قدیمی را تحریک می کند ، که باعث می شود مردم به آنچه شما می گویید توجه کنند و به حرف های شما گوش دهند. بنابراین ، استفاده از کلمات تخصصی و غیر بصری خوب نیست. بسیار مهم است که بتوانیم با افراد با کلمات تصویری صحبت کنیم.
به عنوان مثال ، به جای اینکه بگویید ما عمل می کنیم ، باید بگویید که فردا با پیک تماس می گیریم تا جعبه را به شما تحویل دهد.
2. جملات کوتاه
یک فروشنده موفق هرگز جملات طولانی نمی گوید ، بنابراین شما می توانید جملات خود را در کوچکترین کلمات بیان کنید. به عنوان مثال ، شما نباید بگویید: “ما باید سعی کنیم هر روز صبح ورزش کنیم تا سالم بمانیم.” بلکه می توان گفت: “ما با ورزش صبحگاهی سالم هستیم.”
فرض کنید کلمه ای که برای فروش می گویید مانند دور ریختن 10 هزار گوجه فرنگی است ، پس چگونه صحبت می کنید؟
بنابراین ، شما باید در استفاده از جملات کوتاه با حداقل کلمات قابل فهم و تا حد امکان مطالب بصری بسیار خوب عمل کنید. برای انجام این کار ، کلمات اضافی را حذف کنید.
3. بیش از سه جمله
یکی دیگر از روشهای خوب صحبت کردن و فروش این است که هرگز بیش از سه جمله پشت سر هم صحبت نکنید. این بدان معناست که وقتی 3 جمله می گویید ، بگذارید دیگری صحبت کند. خوب از او بپرسید که آیا دیگر جذب ترکیب نشده است.
اگر بیش از سه جمله پشت سر هم صحبت نکنیم ، این اثر “گفتگو” و اگر بیش از سه جمله پشت سر هم صحبت کنیم ، “گفتار کوتاه” نامیده می شود.
بسیاری از مردم نمی خواهند به سخنرانی های کوتاه گوش دهند ، اما باید مکالمه را دنبال کنند. با این کار مخاطب را در ذهن نگه می دارید.
4. دوست عالی بودن
مشتریان فروشنده را به عنوان دوستی می بینند که واقعاً به سلامت خود حتی از فروش او به عنوان مشتری اهمیت می دهد. وقتی مشتریان شما را به عنوان یک دوست شخصی درک می کنند که به سادگی محصول یا خدماتی را که می خواهند بخرند می فروشند ، تا زمانی که شما آن محصول یا خدمات را ارائه می دهید به شما وفادار خواهند بود. در این حالت ، تقریبا غیرممکن است که رقیب شما با قیمت یا پیشنهاد بهتری به این مشتری برسد. همانطور که شکسپیر می نویسد ، هنگام امتحان دوستان خود ، آنها را با “بندهای فولادی” ببندید و آنها را بگیرید. با ایجاد یک دوستی واقعی با مشتری ، شما تعهد ناگسستنی نسبت به وفاداری به وی ایجاد می کنید و در نتیجه مشتری سالها برای خرید محصولات و خدمات شما به سراغ شما می آید.
5- مشاور های دادن
مشتریان به این نتیجه رسیده اند که بهترین فروشنده یک حرفه ای مورد اعتماد است که هم در مورد محصول یا خدمات در حال فروش و هم در زمینه های دیگر که به بهبود زندگی و کار آنها کمک می کند ، توصیه های خوبی دارد. وقتی مشتریان شما را به عنوان مشاور می بینند ، به جایی می رسند که به جز شما هیچ جای دیگری خرید نمی کنند.
چگونه می توان تعیین کرد که آیا مشتریان شما را مشاور می دانند؟ ساده است. وقتی رقیب شما با محصول یا خدماتی مشابه محصول یا خدماتی که به بازار عرضه می کنید به مشتریان مراجعه می کند ، مشتری شخصاً با شما تماس می گیرد تا در مورد محصول رقیب به شما مشاوره دهد. آنها می دانند که شما همیشه حقیقت را می گویید و آنها را راهنمایی می کنید تا بتوانند تصمیم درستی بگیرند. وقتی مشتری با شما تماس می گیرد و در مورد رقیب شما سوال می کند ، بدانید که در این شرایط ، هم از نظر نتایج فروش و هم از نظر درآمد ؛ شما تا 10درصد از فروشندگان حرفه ای و پرفروش بالاتر می فروشید.
6. معلم بودن
مشتریان فروشندگان برتر را معلم می دانند که به آنها می آموزد چگونه از محصول یا خدماتی که می فروشند بهترین استفاده را ببرند. پرفروش ترین ها بسیار تلاش می کنند تا مشتریان خود را در مورد انتخاب بهترین مورد در زمینه های مربوط و مسائل اضافی آموزش دهند.